زبان و ادبیات فارسی در دربار صفویه
 آخرین خبرها  ورزشی  سیاسی  اخبار دورود
 اجتماعی  فرهنگی و هنری  حوادث  فعالیت ها
 ویژه
 
 
بخشی از رساله دکتری آقای گودرزی
زبان و ادبیات فارسی در دربار صفویه


زبان و ادبیات فارسی در دربار صفویه

 

بخشی از رساله دکتری آقای گودرزی

 

 

... در دوره صفویه بازار شعر و شاعری گرم و پر رونق بوده است.علارغم آنکه صاحب نظران معتقدند سطح اشار به قشرهای بازاری،اصناف و صاحبان حرفه ها تنزل یافته است.با این حال شکل گرفتن سبکی با نام هندی که بهتر است سبک صفویه نامیده بنامیم،نشان از گسترش روزافزون شعر و شاعری داشته است....

کتب شعری این دوره که در ایران گسترش یافته و ماندگار شده اند به طور کامل به زبان فارسی نگاشته شده اند که از آن جمله می توان به دیوان صائب تبریزی،کلیم کاشانی،محتشم کاشانی،حزین لاهیجی و... اشاره کرد.

سایر کتب علمی این دوره نیز به زبان فارسی نگارش یافته اند.آن دسته آثار که خاص مدارس دینی و علوم اسلامی  نوشته شده اند به زبان عربی است و آنچه برای استفاده قشرهای ملت اعم از دینی و غیر آن قلمی گردیده به زبان فارسی نگارش یافته است...

بیشتر خاندان صفویه دارای طبع شعر بوده اند.چنانکه شاه اسماعیل اول خود شاعری توانا بوده و به زبان فارسی و ترکی شعر می گفته و خطایی تخلص داشته است.فخر هروی ،سام میرزا فرزند شاه اسماعیل،اسکندربیگ منشی و دیگر نویسندگان دوره صفویه شعر شاه اسماعیل را ستوده اند.از آن جمله برخی ابیات از مخمس شاه اسماعیل در استقبال و تضمین غزل معروف حافظ که نشان از تسلط او به زبان فارسی و قدرت طبع شاعری اوست در زیر می آید:

 

 

تو آن گلی که خراب تو گلعذارانند

اسیر بند کمند تو شهسوارانند

به بند دانه و دامت چو من هزارانند

 

 

غلام نرگس تو تاجدارانند

خراب باده لعل تو هوشیارانند

 

تو با کرشمه و ناز و گدا به عجز و نیاز

کنون که صاحب حسنی به حسن خویش بناز

ترا رقیب و مرا شد سرشک محرم راز

 

ترا صبا و مرا آب دیده شد غماز

وگرنه عاشق و معشوق رازدارانند

 

رسید موسم گل،عیش و کامرانی کن

گذشت عمر گرانی مکن روانی کن

خلاف زاهد مکار تا توانی کن

 

درآ به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه کآنجا سیاهکارانند

 

سپاه خال و خطت می کنند غارت دین

نشسته ابرو چشمت ز گوشه ها به کمین

کشیده صف ز ختا تا به روم لشگر چین

 

گذر نما چو صبا بر بنفشه زار و بین

که از تطاول رویت چه سوگوارانند

 

چو افتاب رخت نیست ماه در خاور

نهاده پیش قدت سرو سرکشی از سر

ندیده دیده چو روی تو ای پری پیکر

 

به زیر زلف دو تا چون نگه کنی بنگر

که از یمین و یسارت چه بی قرارانند

 

ببین که مردم چشمت چو آهوی صیاد

ز خال دانه ز زنجیر زلف دام نهاد

ز خال و دانه خطایی چنین به دام افتاد

 

خلاص حافظ  از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند

 

 

تضمین شعر حافظ به گواه شاعران امری دشوار است که هر شاعری را یاری هماوردی با آن نیست.با این حال مخمس بالا نشان از نزدیکی شهر شاه اسماعیل به سطح شعر حافظ دارد و از سوی بزرگان ادب فارسی با عبارت " به غایت شاعرانه و در کمال توانایی " توصیف شده است...

 
انتهای پیام/

جمعه 1 آبان 1388  16:14
منبع : اختصاصى

آخرين تاريخ بازديد : دوشنبه 17 اسفند 1388  11:15:25
تعداد بازديد از اين خبر : 28